بلاگ

  • طراحی نانولوله‌های توخالی جدید برای تبدیل گرمای هدررفته به انرژی الکتریکی

    در دنیای امروز، حجم عظیمی از انرژی به شکل گرما هدر می‌رود. از دیتاسنترهایی که مدل‌های هوش مصنوعی را اجرا می‌کنند گرفته تا باتری خودروهای برقی و کارخانه‌های صنعتی، همه‌جا گرمای اضافی تولید می‌شود که معمولاً بدون استفاده به محیط منتقل می‌گردد. اکنون پژوهشگران دانشگاه علوم و فناوری پوهانگ در کره جنوبی (POSTECH) راهی تازه برای استفاده از این انرژی پیدا کرده‌اند؛ روشی که می‌تواند گرمای هدررفته را به برق تبدیل کند، بدون نیاز به مواد گران‌قیمت و کمیاب.

    کلید این فناوری جدید، یک ساختار ویژه به نام نانولوله است.

    مشکل گرمای هدررفته در عصر فناوری

    با رشد سریع فناوری‌های دیجیتال، مصرف انرژی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. هر بار که یک کاربر در مدل‌های هوش مصنوعی مانند چت‌بات‌ها یک درخواست ارسال می‌کند، بخشی از انرژی مصرف‌شده در سرورها به گرما تبدیل می‌شود. این گرما در مقیاس کوچک شاید بی‌اهمیت به نظر برسد، اما در مقیاس جهانی دیتاسنترها به یک چالش جدی تبدیل شده است.

    این مشکل فقط به هوش مصنوعی محدود نمی‌شود. باتری خودروهای برقی هنگام شارژ و تخلیه انرژی، مقدار زیادی گرما تولید می‌کنند. همچنین کارخانه‌های بزرگ صنعتی، حجم عظیمی از گرمای زائد را به شکل گازهای داغ به محیط آزاد می‌کنند. این اتلاف انرژی نه‌تنها ناکارآمد است، بلکه به افزایش مصرف کلی منابع نیز منجر می‌شود.

    تلاش برای بازیابی انرژی حرارتی

    دانشمندان سال‌هاست به دنبال روش‌هایی هستند تا این انرژی هدررفته را دوباره به برق تبدیل کنند. یکی از این روش‌ها استفاده از دستگاه‌های ترموالکتریک است؛ ابزارهایی که اختلاف دما را به انرژی الکتریکی تبدیل می‌کنند.

    اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: مواد مورد استفاده در این فناوری معمولاً از عناصر کمیاب مانند بیسموت و تلوریم ساخته می‌شوند. این مواد هم بسیار گران هستند و هم تأمین آن‌ها به زنجیره‌های تأمین جهانی پیچیده وابسته است.

    در مقابل، سیلیکون ماده‌ای فراوان، ارزان و کاملاً سازگار با صنعت نیمه‌هادی‌هاست. مشکل اینجاست که سیلیکون به‌تنهایی عملکرد ضعیفی در تبدیل گرما به برق دارد، زیرا اجازه می‌دهد گرما به‌راحتی عبور کند و در نتیجه اختلاف دمای لازم از بین می‌رود.

    ایده جدید: استفاده از نانولوله‌های سیلیکونی

    پژوهشگران POSTECH به سرپرستی پروفسور «چانگ-کی بک» و دانشجوی دکتری «کی یونگ کیم» به جای استفاده از ساختارهای معمولی سیلیکونی، به سراغ طراحی یک ساختار متفاوت رفتند: نانولوله‌های سیلیکونی توخالی.

    در حالت معمول، نانوسیم‌های سیلیکونی به شکل میله‌های توپر هستند. اما در این تحقیق، ساختار آن‌ها تغییر داده شد و به شکل لوله‌های بسیار کوچک و توخالی درآمدند. این تغییر ساده در ظاهر، تأثیر بسیار بزرگی بر رفتار حرارتی ماده دارد.

    نتایج آزمایش‌ها نشان داد که این نانولوله‌ها می‌توانند رسانایی حرارتی را تا 70 درصد کمتر از نانوسیم‌های توپر کاهش دهند. حتی زمانی که شرایط آزمایش طوری تنظیم شد که سطح تماس هر دو ساختار یکسان باشد، نانولوله‌ها همچنان حدود 33 درصد خنک‌تر عمل کردند.

    نانولوله‌

    چرا نانولوله‌ها گرما را بهتر کنترل می‌کنند؟

    برای درک این موضوع باید به مفهوم «فونون» توجه کنیم. فونون‌ها ذرات شبه‌موجی هستند که ارتعاشات اتمی و در واقع انتقال گرما در مواد جامد را توضیح می‌دهند.

    در یک ساختار جامد مانند نانوسیم، فونون‌ها آزادانه حرکت می‌کنند، درست مانند ترافیک در یک بزرگراه باز. این یعنی گرما به‌راحتی در طول ماده جریان پیدا می‌کند و از بین می‌رود.

    اما در ساختار نانولوله، این جریان با موانع داخلی روبه‌رو می‌شود. پژوهشگران پدیده‌ای به نام «محلی‌سازی فونونی» را مشاهده کردند. در این حالت، ارتعاشات گرمایی در بخش‌های خاصی از ساختار گیر می‌افتند و نمی‌توانند به‌راحتی حرکت کنند. نتیجه این فرآیند، کاهش چشمگیر انتقال گرما است.

    به زبان ساده، نانولوله مانند شبکه‌ای از مسیرهای بسته عمل می‌کند که اجازه نمی‌دهد گرما آزادانه فرار کند.

    شکستن یک تصور قدیمی در علم مواد

    تا پیش از این تصور می‌شد که پدیده محلی‌سازی فونون‌ها فقط در شرایط بسیار خاص مانند دماهای نزدیک به صفر مطلق یا در مواد بسیار پیچیده قابل مشاهده است. اما یافته‌های جدید تیم POSTECH این تصور را تغییر داده است.

    این پژوهش نشان داد که می‌توان این پدیده را در شرایط نزدیک به دمای اتاق و در ساختارهایی نسبتاً ساده مانند نانولوله‌های سیلیکونی نیز ایجاد کرد. این موضوع یک گام مهم در درک رفتار گرما در مقیاس نانو محسوب می‌شود.

    اهمیت صنعتی و کاربردهای آینده

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این فناوری، قابلیت استفاده آن در صنعت نیمه‌هادی‌هاست. از آنجایی که سیلیکون ماده اصلی در تولید تراشه‌های الکترونیکی است، این فناوری به‌راحتی می‌تواند با خطوط تولید موجود سازگار شود.

    این یعنی برخلاف بسیاری از فناوری‌های آزمایشگاهی، نیازی به تغییر کامل زیرساخت‌های صنعتی وجود ندارد. شرکت‌ها می‌توانند این نانولوله‌ها را در فرآیندهای تولید فعلی ادغام کنند.

    اگر این فناوری توسعه پیدا کند، می‌تواند در حوزه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد:

    • بازیابی انرژی در دیتاسنترها
    • افزایش بازده باتری‌های خودروهای برقی
    • کاهش اتلاف انرژی در کارخانه‌های صنعتی
    • توسعه سیستم‌های مدیریت حرارتی در تراشه‌ها
    • مزیت حذف مواد کمیاب

    یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های این فناوری، عدم وابستگی به مواد کمیاب و گران‌قیمت است. در حالی که فناوری‌های ترموالکتریک سنتی به عناصر نادر وابسته هستند، این روش تنها از سیلیکون استفاده می‌کند.

    این موضوع می‌تواند زنجیره تأمین را پایدارتر و ارزان‌تر کند و وابستگی به بازارهای ناپایدار مواد خام را کاهش دهد. در نتیجه، امکان تولید انبوه و تجاری‌سازی این فناوری بسیار بیشتر خواهد بود.

    آینده تبدیل گرما به برق

    اگرچه این فناوری هنوز در مراحل تحقیقاتی قرار دارد، اما نتایج آن بسیار امیدوارکننده است. استفاده از نانولوله‌های سیلیکونی می‌تواند مسیر جدیدی برای تبدیل گرمای هدررفته به انرژی قابل استفاده باز کند.

    در آینده‌ای نه‌چندان دور، ممکن است دیتاسنترها، خودروهای برقی و کارخانه‌ها نه‌تنها گرما را هدر ندهند، بلکه از آن به‌عنوان یک منبع انرژی استفاده کنند. این تحول می‌تواند نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی جهانی و حرکت به سمت فناوری‌های پایدارتر داشته باشد.

    جمع‌بندی

    پژوهش جدید دانشگاه POSTECH نشان می‌دهد که تغییر در ساختار مواد در مقیاس نانو می‌تواند تأثیرات بزرگی بر عملکرد انرژی داشته باشد. طراحی نانولوله‌های سیلیکونی توانسته راهی برای کنترل بهتر گرما و حتی تبدیل آن به برق ارائه دهد.

    این فناوری نه‌تنها از نظر علمی یک دستاورد مهم محسوب می‌شود، بلکه از نظر صنعتی نیز پتانسیل بالایی برای تحول در مدیریت انرژی دارد. اگر توسعه آن ادامه پیدا کند، ممکن است در آینده نزدیک شاهد نسل جدیدی از سیستم‌های انرژی باشیم که در آن، گرمای هدررفته دیگر یک مشکل نیست، بلکه یک منبع ارزشمند است.

  • لنزهای هوشمند با قابلیت ترمیم خراش تنها با یک ساعت نور فرابنفش

    لنزهای تماسی همیشه یکی از پرکاربردترین ابزارهای اصلاح بینایی بوده‌اند، اما یک مشکل رایج آن‌ها خط و خش‌های کوچک و آسیب‌های سطحی است که معمولاً باعث می‌شود کاربران مجبور به تعویض لنز شوند. این موضوع نه‌تنها هزینه‌بر است، بلکه باعث افزایش زباله‌های پلاستیکی نیز می‌شود.

    اکنون پژوهشگران کره جنوبی با توسعه نوعی ماده جدید، گامی مهم در مسیر ساخت لنزهای هوشمند برداشته‌اند؛ لنزهایی که می‌توانند تنها با یک ساعت نور فرابنفش خود را ترمیم کنند.

    لنزهای هوشمند چگونه خود را ترمیم می‌کنند؟

    پژوهشگران دانشگاه‌های کره جنوبی موفق شده‌اند یک ماده هیدروژلی جدید طراحی کنند که قابلیت خودترمیمی دارد. این ماده می‌تواند آسیب‌های سطحی را تنها با قرار گرفتن در معرض نور UV با طول موج 365 نانومتر ترمیم کند.

    در این فرآیند، واکنشی شیمیایی به نام تبادل دی‌سولفیدی رخ می‌دهد. در این واکنش، پیوندهای گوگردی در ساختار پلیمر به‌طور موقت شکسته شده و دوباره با اتم‌های مجاور پیوند می‌خورند. این بازآرایی باعث می‌شود شبکه پلیمری آسیب‌دیده دوباره بازسازی شود و سطح لنز تقریباً به حالت اولیه برگردد.

    نتیجه این فرایند بسیار چشمگیر است: تنها در مدت یک ساعت، خط و خش‌های سطحی تقریباً به‌طور کامل از بین می‌روند و سطحی یکنواخت و شفاف ایجاد می‌شود.

    تفاوت با روش‌های قبلی

    پژوهشگران پیش‌تر نیز نوعی هیدروژل خودترمیم‌شونده را معرفی کرده بودند، اما آن نسخه برای ترمیم به گرما نیاز داشت. این روش چند ساعت زمان می‌برد و مشکل مهمی داشت: گرما باعث خشک شدن لنزهای تماسی می‌شد و آن‌ها را برای استفاده روزمره نامناسب می‌کرد.

    نسخه جدید این مشکل را حل کرده است. در لنزهای هوشمند جدید، فرآیند ترمیم در دمای اتاق و تنها با نور UV انجام می‌شود. این موضوع باعث می‌شود لنز هم راحت‌تر باشد و هم قابل استفاده در شرایط واقعی زندگی روزمره.

    پوشش محافظ ضد خش و ضد باکتری

    یکی از ویژگی‌های مهم این فناوری، استفاده از یک لایه محافظ اضافی روی هیدروژل است. این پوشش دو وظیفه اصلی دارد:

    • کاهش ایجاد خط و خش روی سطح لنز
    • جلوگیری از رشد باکتری‌ها و آلودگی‌های میکروبی

    در آزمایش‌های انجام شده، این پوشش عملکرد بسیار خوبی نشان داده است. حتی پس از تماس مداوم با مواد ساینده ریز مانند سمباده نرم، شفافیت لنز تقریباً حفظ شده و تنها حدود 2 درصد کاهش یافته است. این میزان کاهش برای تأثیرگذاری بر دید انسان بسیار ناچیز محسوب می‌شود.

    ویژگی‌های فیزیکی مشابه لنزهای تجاری

    یکی از چالش‌های مهم در طراحی مواد جدید برای چشم، حفظ راحتی و رطوبت است. پژوهشگران اعلام کرده‌اند که هیدروژل جدید، میزان آب خود را به خوبی حفظ می‌کند و از نظر مکانیکی نیز ویژگی‌هایی مشابه لنزهای تماسی نرم تجاری دارد.

    این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا راحتی استفاده از لنز به حفظ رطوبت و انعطاف‌پذیری آن در طول روز بستگی دارد. اگر لنز خشک شود یا سفت شود، استفاده از آن برای چشم خطرناک و ناراحت‌کننده خواهد بود.

    لنزهای هوشمند

    امکان ترمیم چندباره با نور UV

    یکی از نکات جالب در مورد این فناوری (لنزهای هوشمند) این است که فرآیند ترمیم محدود به یک بار استفاده نیست. کاربران می‌توانند بارها و بارها از نور UV برای بازسازی لنز استفاده کنند.

    پژوهشگران همچنین اشاره کرده‌اند که حتی دستگاه‌های UV خانگی، مانند دستگاه‌های مورد استفاده برای خشک کردن لاک ژل ناخن یا استریل‌سازی، می‌توانند برای این کار استفاده شوند. این موضوع نشان می‌دهد که در آینده کاربران ممکن است بدون نیاز به تجهیزات پیچیده پزشکی، لنزهای خود را در خانه ترمیم کنند.

    مرحله آزمایش و چالش‌های آینده

    با وجود نتایج امیدوارکننده، این فناوری هنوز وارد بازار نشده است. لنزهای هوشمند باید مراحل بیشتری را طی کنند، از جمله:

    • آزمایش‌های طولانی‌مدت برای بررسی پایداری
    • ارزیابی ایمنی برای استفاده مداوم در چشم انسان
    • دریافت تأییدیه‌های پزشکی و قانونی
    • بررسی عملکرد در شرایط واقعی استفاده روزانه

    این مراحل برای اطمینان از ایمنی کامل کاربران ضروری هستند، زیرا لنز مستقیماً با چشم در تماس است و هرگونه نقص می‌تواند اثرات جدی داشته باشد.

    تأثیر احتمالی بر آینده بازار لنزهای تماسی

    اگر این فناوری به مرحله تجاری برسد، می‌تواند تغییر بزرگی در صنعت مراقبت از چشم ایجاد کند. در حال حاضر بسیاری از کاربران مجبورند لنزهای خود را به‌صورت دوره‌ای تعویض کنند، حتی اگر آسیب سطحی بسیار جزئی باشد.

    با ورود لنزهای هوشمند خودترمیم‌شونده، این چرخه مصرف می‌تواند تغییر کند. کاربران ممکن است بتوانند یک لنز را برای مدت طولانی‌تری استفاده کنند، که هم باعث کاهش هزینه‌ها می‌شود و هم میزان زباله‌های پلاستیکی را کاهش می‌دهد.

    از طرف دیگر، ترکیب ویژگی خودترمیمی با پوشش ضد باکتری می‌تواند ایمنی بیشتری برای چشم فراهم کند و خطر عفونت را کاهش دهد.

    جمع‌بندی

    تحقیقات جدید نشان می‌دهد که آینده لنزهای تماسی می‌تواند بسیار متفاوت از امروز باشد. استفاده از هیدروژل‌های پیشرفته و واکنش‌های شیمیایی فعال‌شونده با نور، راه را برای نسل جدیدی از لنزهای هوشمند باز کرده است؛ لنزهایی که نه‌تنها شفاف‌تر و مقاوم‌تر هستند، بلکه می‌توانند خودشان را نیز ترمیم کنند.

    اگر این فناوری از مراحل آزمایش و تأیید عبور کند، احتمالاً یکی از مهم‌ترین نوآوری‌ها در حوزه اپتیک و مراقبت از چشم در دهه آینده خواهد بود؛ نوآوری‌ای که می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد، عمر محصولات را افزایش دهد و تجربه استفاده از لنز را کاملاً متحول کند.

  • دانشمندان: نورون‌ها برای ساخت مغز باید DNA خود را بشکنند

    در جریان ساخت مغز، نورون‌های تازه شکل‌گرفته باید مسیر دشواری را در میان بافت‌های متراکم مغز طی کنند تا به مقصد نهایی خود در قشر مخ (Cerebral Cortex) برسند؛ جایی که در نهایت به بخشی از شبکه پیچیده ارتباطی مغز تبدیل می‌شوند. این سلول‌ها در طول این سفر مجبورند از شکاف‌های بسیار باریکی میان رشته‌های عصبی و سلول‌های مجاور عبور کنند؛ فرآیندی که تاکنون تصور می‌شد تنها یک جابه‌جایی فیزیکی ساده باشد.

    اما پژوهش جدیدی که در نشریه معتبر Nature منتشر شده، نشان می‌دهد این مسیر دشوار پیامد غیرمنتظره‌ای نیز دارد. محققان مؤسسه علوم یکپارچه سلول و مواد دانشگاه کیوتو (WPI-iCeMS) به همراه پژوهشگران چند مرکز علمی دیگر دریافتند نورون‌های در حال مهاجرت به طور طبیعی دچار آسیب‌های قابل توجهی در DNA خود می‌شوند.

    بر اساس این مطالعه، سلول‌های عصبی هنگام حرکت در بافت در حال رشد مغز، دچار شکست دو رشته‌ای DNA یا Double-Strand Breaks می‌شوند؛ یکی از شدیدترین انواع آسیب‌های ژنتیکی که در آن هر دو رشته مارپیچ DNA به طور هم‌زمان بریده می‌شوند.

    اگرچه چنین آسیبی معمولا با بروز جهش‌های ژنتیکی، اختلال عملکرد سلول‌ها یا حتی مرگ سلولی همراه است، اما پژوهشگران دریافتند این اتفاق در حقیقت بخشی طبیعی از فرآیند ساخت مغز محسوب می‌شود و در مغز سالم، سیستم‌های ترمیم DNA این آسیب‌ها را به سرعت برطرف می‌کنند؛ پیش از آنکه مشکلی جدی ایجاد شود.

    «مینکو کنگاکو»، استاد WPI-iCeMS و سرپرست این تحقیق، می‌گوید: “به نظر می‌رسد مغز در حال رشد طی روند تکامل، توانایی تحمل و ترمیم بسیار مؤثر آسیب‌های واردشده به نورون‌ها را به دست آورده است. اما شناخت محدودیت‌های این توانایی و بررسی اینکه اگر فرآیند ترمیم کامل انجام نشود چه اتفاقی رخ می‌دهد، می‌تواند ما را به درک بهتر بسیاری از بیماری‌های عصبی نزدیک‌تر کند.”

    آسیب DNA هنگام مهاجرت نورون‌ها

    برای اینکه پژوهشگران بتوانند علت ایجاد این آسیب را بهتر بررسی کنند، شرایطی مشابه مغز در حال رشد را در آزمایشگاه شبیه‌سازی کردند.

    آن‌ها نورون‌ها را از میان کانال‌های میکروسکوپی بسیار باریکی عبور دادند که فضای محدود موجود در بافت مغز در حال رشد را تقلید می‌کرد.

    در طول این آزمایش، محققان با استفاده از نشانگرهای فلورسنت توانستند ایجاد شکست‌های دو رشته‌ای DNA را به صورت مستقیم مشاهده کنند.

    نتایج نشان داد درست زمانی که نورون‌ها در حال عبور از این کانال‌های باریک هستند، آسیب‌های ژنتیکی ظاهر می‌شوند. اما پس از خروج سلول‌ها از کانال، روند ترمیم به سرعت آغاز می‌شود و آثار این آسیب‌ها به تدریج از بین می‌رود.

    بررسی‌ها نشان داد بیشتر شکست‌های ایجادشده ظرف کمتر از ۲۴ ساعت ترمیم می‌شوند و نورون‌ها بدون هیچ اختلالی به فعالیت طبیعی خود ادامه می‌دهند.

    آنزیمی که هم محافظ DNA است و هم عامل آسیب

    پژوهشگران پس از بررسی دقیق‌تر دریافتند منشأ اصلی این آسیب‌ها آنزیمی به نام Topoisomerase IIβ است.

    این آنزیم در شرایط عادی وظیفه بسیار مهمی بر عهده دارد. هنگام انجام فعالیت‌های روزمره سلول، مولکول DNA دچار پیچ‌خوردگی و تنش مکانیکی می‌شود و Topoisomerase IIβ برای رفع این فشارها، به صورت موقت رشته‌های DNA را برش داده و سپس دوباره آن‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند.

    پژوهشگران برای توضیح این فرآیند از مثال جالبی استفاده کرده‌اند. فرض کنید یک کابل بلند به شدت گره خورده است. برای باز کردن پیچ‌خوردگی‌ها، آن را در نقطه‌ای قطع می‌کنید، گره‌ها را باز کرده و سپس دوباره دو سر کابل را به هم متصل می‌کنید.

    این دقیقا همان کاری است که این آنزیم درون سلول انجام می‌دهد. اما زمانی که نورون‌ها هنگام ساخت مغز مجبور می‌شوند از میان فضاهای بسیار تنگ عبور کنند، فشار مکانیکی زیادی به DNA وارد می‌شود.

    در چنین شرایطی، آنزیم Topoisomerase IIβ گاهی در میانه فرآیند اتصال مجدد گیر می‌کند و بخشی از DNA برای مدتی شکسته باقی می‌ماند.

    در ادامه، سلول برای ترمیم این آسیب از سامانه‌ای به نام Non-Homologous End Joining (NHEJ) استفاده می‌کند که دو انتهای شکسته DNA را دوباره به یکدیگر متصل می‌کند.

    ساخت مغز

    چرا نورون‌ها سالم می‌مانند اما سلول‌های سرطانی آسیب می‌بینند؟

    یکی از بخش‌های جالب این تحقیق، مقایسه نورون‌ها با سلول‌های سرطانی بود. پژوهشگران همان آزمایش عبور از کانال‌های باریک را روی سلول‌های سرطانی نیز انجام دادند.

    نتایج نشان داد اگرچه در سلول‌های سرطانی نیز شکست DNA رخ می‌دهد، اما ماهیت این آسیب کاملا متفاوت است.

    در سلول‌های سرطانی، آسیب‌های ژنتیکی به صورت تصادفی در سراسر ژنوم ایجاد می‌شوند و همین موضوع می‌تواند عملکرد طبیعی سلول را مختل کرده یا حتی باعث مرگ آن شود. اما در نورون‌ها شرایط متفاوت است.

    شکست‌های DNA عمدتا در بخش‌هایی از ژنوم رخ می‌دهند که نقش مستقیمی در فعالیت ژن‌های حیاتی ندارند. در نتیجه، ژن‌های ضروری تا حد زیادی از آسیب در امان می‌مانند و سلول‌های عصبی می‌توانند حتی با وجود این آسیب موقت، عملکرد طبیعی خود را حفظ کنند.

    این ویژگی احتمالا یکی از سازوکارهای مهم تکاملی برای حفظ سلامت نورون‌ها در طول فرآیند ساخت مغز است.

    اگر ترمیم DNA انجام نشود چه اتفاقی می‌افتد؟

    برای بررسی اهمیت سیستم ترمیم DNA، پژوهشگران آزمایش دیگری نیز انجام دادند. آن‌ها موش‌هایی را به صورت ژنتیکی مهندسی کردند که نورون‌های تازه تشکیل‌شده در مخچه آن‌ها فاقد آنزیمی به نام Ligase 4 بودند.

    Ligase 4 یکی از مهم‌ترین آنزیم‌هایی است که در ترمیم شکست‌های دو رشته‌ای DNA نقش دارد. جالب اینکه این موش‌ها در ابتدای زندگی کاملا طبیعی به نظر می‌رسیدند و هیچ ناهنجاری آشکاری در رشد آن‌ها مشاهده نشد.

    اما با رسیدن به دوران بلوغ، به تدریج دچار مشکلات خفیف تعادل شدند؛ مشکلاتی که با افزایش سن شدت بیشتری پیدا می‌کرد. پژوهشگران می‌گویند این علائم شباهت زیادی به برخی بیماری‌های انسانی دارد که در آن‌ها بی‌ثباتی ژنوم موجب اختلال عملکرد مخچه می‌شود.

    این یافته نشان می‌دهد حتی اگر آسیب‌های DNA در دوران ساخت مغز در ابتدا مشکل خاصی ایجاد نکنند، ترمیم ناقص آن‌ها ممکن است سال‌ها بعد خود را به صورت اختلالات عصبی نشان دهد.

    این کشف چه تأثیری بر شناخت بیماری‌های مغزی دارد؟

    به اعتقاد پژوهشگران، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد شکستن و ترمیم DNA نقش بسیار مهم‌تر از آنچه تاکنون تصور می‌شد در زیست‌شناسی مغز ایفا می‌کند.

    اکنون دانشمندان قصد دارند بررسی کنند که آیا همین تغییرات کوچک ژنتیکی که هنگام مهاجرت نورون‌ها ایجاد می‌شوند، می‌توانند باعث تفاوت میان نورون‌های مختلف شوند یا خیر.

    همچنین این احتمال مطرح شده است که این تغییرات شاید در بروز بیماری‌های عصبی دوران رشد یا حتی بیماری‌های تحلیل‌برنده مغز در سنین بالاتر نیز نقش داشته باشند.

    پروفسور کنگاکو در پایان می‌گوید: “این یافته نگاه ما را نسبت به ژنوم نورون‌ها تغییر می‌دهد. همه نورون‌ها از یک DNA یکسان منشأ می‌گیرند، اما آسیب و ترمیم DNA در طول این سفر مکانیکی کوتاه می‌تواند تفاوت‌های ژنتیکی بسیار کوچکی میان نورون‌های مختلف ایجاد کند. شاید بخشی از تاریخچه زندگی هر نورون، در نهایت در ژنوم همان سلول ثبت شود.”

    این کشف نشان می‌دهد فرآیندی که زمانی صرفا یک حرکت ساده سلول‌های عصبی در نظر گرفته می‌شد، در واقع مجموعه‌ای پیچیده از فشارهای مکانیکی، آسیب‌های کنترل‌شده ژنتیکی و ترمیم دقیق DNA است؛ فرآیندی که بدون آن ساخت مغز سالم و شکل‌گیری شبکه پیچیده نورون‌های انسان ممکن نخواهد بود. همچنین این یافته می‌تواند راه را برای درک بهتر بیماری‌های عصبی و توسعه روش‌های درمانی نوین در آینده هموار کند.

  • آیا انسان می‌تواند در فضا زایمان کند؟

    با آغاز دوباره مأموریت‌های سرنشین‌دار به ماه از طریق برنامه Artemis II، رؤیای حضور طولانی‌مدت انسان در فضا بار دیگر جدی شده است. دانشمندان اکنون بیش از هر زمان دیگری درباره سفرهای چندماهه یا حتی چندساله به مریخ صحبت می‌کنند؛ مأموریت‌هایی که اگرچه از نظر علمی هیجان‌انگیز هستند، اما چالش‌های بی‌شماری نیز به همراه دارند.

    در میان تمام بحث‌هایی که درباره آینده سکونت انسان در فضا مطرح می‌شود، یک پرسش مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است: آیا انسان می‌تواند در فضا زایمان کند؟ یا حتی پیش از آن، آیا بارداری در شرایط بی‌وزنی و محیط فضایی اصلا امکان‌پذیر و ایمن است؟

    یکی از معدود پژوهشگرانی که سال‌هاست روی این موضوع مطالعه می‌کند، دکتر وارشا جین از دانشگاه ادینبرو است. او که به دلیل تحقیقاتش گاهی با لقب «متخصص زنان و زایمان فضایی» شناخته می‌شود، می‌گوید عنوان رسمی‌اش متخصص زنان، زایمان و پژوهشگر بالینی است، اما بخش مهمی از فعالیت علمی او به بررسی امکان بارداری و در فضا زایمان اختصاص دارد.

    به گفته او، از نظر تئوری بارداری و حتی در فضا زایمان غیرممکن نیست، اما هنوز پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی وجود دارد که باعث می‌شود چنین اتفاقی در حال حاضر بسیار پرخطر باشد.

    فضا چه تأثیری بر سلامت باروری دارد؟

    اولین سؤالی که مطرح می‌شود این است که اصلا چگونه می‌توان درباره چنین موضوعی تحقیق کرد؟

    هیچ داده مستقیمی وجود ندارد، زیرا تاکنون هیچ زن بارداری به فضا سفر نکرده است. از سوی دیگر، انجام آزمایش‌های کنترل‌شده نیز از نظر اخلاقی و علمی امکان‌پذیر نیست؛ نمی‌توان زنان باردار را به فضا فرستاد تا مشاهده شود چه اتفاقی برای آن‌ها رخ می‌دهد.

    جین می‌گوید پاسخ این سؤال هم بله است و هم خیر. او توضیح می‌دهد: “ما مطالعات مستقیمی روی انسان نداریم، اما پژوهش‌هایی روی گونه‌های دیگر انجام شده است. برای مثال، موش‌های باردار به فضا فرستاده شده‌اند و می‌توانیم بررسی کنیم که بدن و سیستم فیزیولوژیکی آن‌ها چگونه به شرایط فضایی واکنش نشان داده است.”

    علاوه بر این، برخی شرایط روی زمین نیز می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در اختیار پژوهشگران قرار دهند. برای نمونه، پروازهای سهموی یا Parabolic Flights برای چند ثانیه حالت بی‌وزنی ایجاد می‌کنند و امکان بررسی واکنش بدن انسان به شرایطی مشابه سفر فضایی را فراهم می‌کنند.

    با این حال، بزرگ‌ترین مشکل همچنان کمبود اطلاعات درباره تأثیر واقعی سفرهای فضایی بر بدن زنان است.

    دانش ما درباره بدن زنان در فضا هنوز بسیار محدود است

    جین می‌گوید بخش عمده اطلاعات موجود درباره تأثیرات فیزیولوژیکی سفرهای فضایی، حاصل مطالعات انجام‌شده روی فضانوردان مرد است.

    او می‌گوید: “بیشتر فصل‌های کتاب‌های فیزیولوژی فضایی که درباره قلب، ریه، کلیه یا سایر سیستم‌های بدن نوشته شده‌اند، عمدتا بر اساس داده‌های فضانوردان مرد هستند. من دوست دارم روزی کتابی منتشر شود که تمام فصل‌های آن به سلامت زنان اختصاص داشته باشد، نه اینکه فقط یک فصل درباره تفاوت‌های جنسیتی وجود داشته باشد.”

    جالب اینکه همین کمبود شناخت از بدن زنان، علت اصلی کمبود داده‌های علمی نیز محسوب می‌شود.

    اگرچه «والنتینا ترشکووا» نخستین زن فضانورد جهان بود که در سال ۱۹۶۳ طی سه روز، ۴۸ بار به دور زمین چرخید، اما ناسا حدود ۲۰ سال بعد نخستین زن فضانورد آمریکایی را به مدار زمین فرستاد.

    حتی امروز نیز به ازای هر زن، حدود شش مرد به فضا سفر کرده‌اند. در گذشته، حتی شناخت مهندسان ناسا از نیازهای اولیه زنان نیز چندان دقیق نبود.

    در سال ۱۹۸۳، زمانی که «سالی راید» برای نخستین مأموریت یک هفته‌ای خود آماده می‌شد، مهندسان ناسا داخل وسایل شخصی او ۱۰۰ عدد تامپون و یک کیف لوازم آرایش قرار داده بودند.

    آن‌ها از سالی راید پرسیدند: «آیا ۱۰۰ عدد کافی است؟» او بعدها با خنده پاسخ داد: «نه، اصلا این تعداد منطقی نبود.»

    در فضا زایمان

    بزرگ‌ترین خطر؛ تابش‌های کیهانی

    حتی بدون داشتن داده‌های مستقیم، برخی خطرات بارداری و در فضا زایمان کاملا مشخص هستند.

    مهم‌ترین نگرانی، تابش‌های شدید کیهانی است. فضا اگرچه تقریبا خالی به نظر می‌رسد، اما ذراتی که در آن حرکت می‌کنند با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حال جابه‌جایی هستند.

    یکی از مهم‌ترین این تابش‌ها، پرتوهای کیهانی کهکشانی یا Galactic Cosmic Radiation است. این ذرات از خارج منظومه شمسی وارد فضا می‌شوند و هسته اتم‌هایی هستند که الکترون‌های خود را از دست داده‌اند و با سرعتی بسیار بالا حرکت می‌کنند.

    روی زمین، میدان مغناطیسی و جو سیاره از ما در برابر این ذرات محافظت می‌کنند. اما در فضا چنین محافظی وجود ندارد. این ذرات هنگام عبور از بدن، اتم‌ها را یونیزه می‌کنند و به DNA سلول‌ها آسیب می‌رسانند.

    ناسا این فرآیند را به گلوله توپ اتمی تشبیه می‌کند که از میان بافت عبور کرده و در مسیر خود خسارت گسترده‌ای بر جای می‌گذارد. چنین آسیب‌هایی می‌توانند خطر ابتلا به آب مروارید، سرطان و بسیاری از بیماری‌های دیگر را افزایش دهند.

    از سوی دیگر، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است کودکان و جنین‌ها نسبت به بزرگسالان حساسیت بسیار بیشتری به پرتوهای یونیزان دارند.

    جین می‌گوید اگر قرار باشد حتی برای یک عکس ساده اشعه ایکس، یک زن باردار را ارزیابی کند، بارها درباره خطرات آن فکر خواهد کرد. برای مقایسه، یک عکس ساده قفسه سینه حدود ۰.۱ میلی‌سیورت تابش ایجاد می‌کند.

    در حالی که فضانوردان بسته به نوع مأموریت، بین ۵۰ تا ۲۰۰۰ میلی‌سیورت پرتو دریافت می‌کنند. به همین دلیل، او تابش‌های فضایی را بزرگ‌ترین نگرانی خود درباره امکان در فضا زایمان می‌داند.

    بی‌وزنی نیز مشکلات خاص خود را دارد

    اما تابش تنها خطر موجود نیست. بی‌وزنی نیز فشار قابل توجهی بر بدن وارد می‌کند.

    جین می‌گوید: “ما می‌دانیم ریزگرانش روی استخوان‌ها و عضلات تأثیر می‌گذارد. در دوران بارداری نیز بدن به طور طبیعی دچار تغییرات گسترده در سیستم عضلانی و اسکلتی می‌شود. وقتی این دو عامل با هم ترکیب شوند، هنوز نمی‌دانیم چه اتفاقی رخ خواهد داد.”

    پاسخ این سؤال هنوز مشخص نیست، اما احتمال دارد پیامدهای جدی به همراه داشته باشد. پژوهش دیگری نیز روی موش‌هایی که در شرایط ریزگرانش زایمان کرده بودند، نتایج جالبی به همراه داشت.

    این موش‌ها تقریبا دو برابر گروه کنترل انقباضات زایمانی را تجربه کردند. بعدها مشخص شد یکی از پروتئین‌های عضلات رحم در شرایط بی‌وزنی دچار اختلال عملکرد شده است. این موضوع نشان می‌دهد هنوز خطرات ناشناخته زیادی درباره بارداری و در فضا زایمان وجود دارد.

    اگر زایمان در فضا آغاز شود چه می‌شود؟ اما آیا واقعا امکان در فضا زایمان وجود دارد؟ جین می‌گوید از نظر تئوری، پاسخ مثبت است.

    در فضا زایمان

    او توضیح می‌دهد: “دلیلی وجود ندارد که بگوییم زایمان در فضا غیرممکن است، اما قطعا بسیار دشوار و استرس‌زا خواهد بود؛ هم به دلایلی که می‌شناسیم و هم به دلایلی که هنوز از آن‌ها اطلاعی نداریم.”

    همان‌طور که روی زمین نیز زایمان همیشه بدون مشکل انجام نمی‌شود، در فضا این خطرات چندین برابر خواهند شد. به گفته جین، نگرانی اصلی زایمان طبیعی نیست، بلکه شرایط اضطراری است. برای مثال، اگر انجام سزارین ضروری باشد چه باید کرد؟

    او می‌گوید: “حدود یک‌چهارم تا یک‌سوم نوزادان روی زمین از طریق سزارین متولد می‌شوند، اما تاکنون هیچ جراحی با این ابعاد در فضا انجام نشده است.”

    از سوی دیگر، انجام عمل جراحی در محیط بی‌وزنی فوق‌العاده دشوار خواهد بود. حتی اگر یک اتاق زایمان کاملا مجهز را به ایستگاه فضایی منتقل کنیم، باز هم نبود جاذبه مشکلات متعددی ایجاد می‌کند.

    برای مثال، خون مانند زمین روی سطح جاری نمی‌شود، بلکه به صورت قطرات معلق در محیط پخش خواهد شد.

    جین می‌گوید: “اگر در حال انجام سزارین باشم، آخرین چیزی که می‌خواهم ببینم، شناور شدن قطرات خون در مقابل صورتم است.”

    کم‌خونی فضایی نیز خطر خونریزی را افزایش می‌دهد

    یکی دیگر از مشکلات، پدیده‌ای به نام کم‌خونی ناشی از سفر فضایی یا Spaceflight Anemia است. تحقیقات نشان داده‌اند تعداد گلبول‌های قرمز خون فضانوردان پس از حضور طولانی‌مدت در فضا کاهش پیدا می‌کند.

    در زمین نیز زنانی که هنگام زایمان دچار کم‌خونی هستند، بیشتر در معرض خونریزی شدید پس از زایمان قرار دارند. به همین دلیل، جین معتقد است اگر فردی با کم‌خونی ناشی از سفر فضایی وارد مرحله زایمان شود، خطرات بسیار بیشتری او را تهدید خواهد کرد.

    هنوز راه درازی تا پاسخ این پرسش باقی مانده است

    به گفته جین، شاید مهم‌ترین نتیجه بررسی امکان در فضا زایمان این باشد که هنوز حتی روی زمین نیز شناخت ما از سلامت زنان کامل نیست.

    او در پایان می‌گوید: “آیا حوزه‌های دیگری وجود دارند که دوست داشته باشم درباره آن‌ها پژوهش بیشتری انجام شود؟ قطعا. تقریبا همه بخش‌های سلامت زنان به تحقیقات بیشتری نیاز دارند.”

    با توجه به برنامه‌های آینده برای بازگشت انسان به ماه و سفر به مریخ، پاسخ به این پرسش که آیا انسان می‌تواند در فضا زایمان کند، دیگر تنها یک کنجکاوی علمی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی است که آینده سکونت انسان در خارج از زمین به آن وابسته خواهد بود.

  • خواب و ورزش ممکن است اثر ژن‌های عامل بیماری‌های قلبی را کاهش دهند

    پژوهش جدیدی نشان می‌دهد که خواب و ورزش نه‌تنها برای سلامت عمومی بدن مفید هستند، بلکه می‌توانند اثر برخی جهش‌های ژنتیکی را که خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و سکته مغزی را افزایش می‌دهند، نیز کاهش دهند.

    دانشمندان دریافته‌اند جهش‌هایی که در طول زندگی به‌تدریج در سلول‌های ایمنی بدن تجمع پیدا می‌کنند، می‌توانند التهاب را تشدید کرده و خطر بیماری‌های قلبی و عروقی را مستقل از عوامل شناخته‌شده‌ای مانند سیگار کشیدن، دیابت یا کلسترول بالا افزایش دهند. با این حال، نتایج پژوهشی که ۱۰ ژوئن در نشریه Nature منتشر شده است نشان می‌دهد خواب و ورزش قادرند اثر زیان‌بار برخی از این جهش‌های ژنتیکی را تضعیف کنند.

    این یافته، رابطه پیچیده میان ژنتیک و سبک زندگی را به تصویر می‌کشد. برخلاف ژن‌ها که قابل حذف نیستند، رفتارهای روزمره مانند خواب کافی و فعالیت بدنی قابل تغییرند و همین تغییرات ممکن است بر نحوه عملکرد ژن‌ها اثر بگذارند.

    «ترزا گرهارت»، پزشک و پژوهشگر بیماری‌های قلبی که این مطالعه را در دوران فوق‌دکتری خود در دانشکده پزشکی آیکان در دانشگاه مونت سینای نیویورک انجام داده است، می‌گوید: “شما می‌توانید سیگار را ترک کنید، اما نمی‌توانید ژن‌های خود را کنار بگذارید. با این حال، شاید بتوانید با برخی رفتارها فعالیت آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهید.”

    جهش‌هایی که با افزایش سن ایجاد می‌شوند

    هر روز سلول‌های بنیادی موجود در خون تقسیم می‌شوند و میلیاردها سلول ایمنی جدید تولید می‌کنند تا سیستم دفاعی بدن همواره فعال باقی بماند. اما همین فرآیند طبیعی تقسیم سلولی، احتمال بروز خطاهای ژنتیکی در DNA را نیز افزایش می‌دهد.

    بخش زیادی از این جهش‌ها کاملاً بی‌ضرر هستند، اما برخی از آن‌ها در ژن‌های خاصی رخ می‌دهند که به مرور زمان تعدادشان در خون افزایش پیدا می‌کند. این وضعیت با عنوان هماتوپوئیز کلونال یا Clonal Hematopoiesis (CH) شناخته می‌شود.

    در این شرایط، گروهی از سلول‌های خونی که یک جهش ژنتیکی مشترک دارند، به تدریج نسبت به سایر سلول‌ها بیشتر می‌شوند.

    کشفی که دانشمندان را شگفت‌زده کرد

    در دهه ۲۰۱۰ میلادی، پژوهشگران هنگام بررسی نمونه‌های خون اهدایی به دنبال شناسایی ژن‌هایی بودند که با هماتوپوئیز کلونال ارتباط دارند.

    آن‌ها تصور می‌کردند این جهش‌ها ممکن است نخستین مرحله در مسیر ایجاد سرطان خون باشند؛ درست مانند پولیپ‌هایی که طی کولونوسکوپی مشاهده می‌شوند و می‌توانند بعدها به سرطان تبدیل شوند.

    «سیدارتا جایسوال»، ایمنی‌شناس دانشگاه استنفورد که در این پژوهش حضور نداشت، توضیح می‌دهد که پژوهشگران انتظار داشتند این جهش‌ها صرفاً با سرطان ارتباط داشته باشند.

    اما نتایج چیز دیگری را نشان داد. او و همکارانش دریافتند بیش از ۱۰ درصد افراد بالای ۷۰ سال حامل این جهش‌های ژنتیکی هستند.

    همان‌طور که انتظار می‌رفت، خطر ابتلا به سرطان خون در این افراد بیشتر بود، اما یافته غیرمنتظره آن بود که میزان مرگ‌ومیر آن‌ها نیز ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش یافته بود؛ افزایشی که عمدتاً به دلیل سکته‌های مغزی و حملات قلبی کشنده رخ می‌داد.

    پژوهش‌های بعدی نیز نشان دادند که استفاده از برخی داروهای ضدالتهاب در افراد پرخطر، می‌تواند تا حدی خطر بیماری‌های قلبی را کاهش دهد.

    نقش سلول‌های ایمنی در آسیب به رگ‌ها

    مطالعات پیشین روی موش‌ها نشان داده بودند که چرا این جهش‌ها چنین اثری دارند. سلول‌های ایمنی موسوم به ماکروفاژها به سمت رگ‌هایی که با رسوبات کلسترول مسدود شده‌اند حرکت می‌کنند تا این رسوبات را از بین ببرند.

    اما همین سلول‌ها همزمان مواد التهابی نیز آزاد می‌کنند. این التهاب خطر تشکیل پلاک‌های چربی در دیواره رگ‌ها و در نتیجه آترواسکلروز یا سخت شدن عروق را افزایش می‌دهد.

    «کامرون مک‌آلپاین»، متخصص نورولوژی و ایمنی‌شناسی دانشگاه مونت سینای، توضیح می‌دهد که برخی از جهش‌های مرتبط با CH باعث می‌شوند واکنش ماکروفاژها نسبت به پلاک‌های چربی بسیار شدیدتر شود و التهاب بیشتری ایجاد گردد.

    خواب و ورزش

    انقلابی در درمان فلج: ارگانوئیدهای نخاع انسانی به میدان آمدند

    آیا خواب و ورزش می‌توانند این روند را تغییر دهند؟

    پژوهش‌های قبلی نشان داده بودند که عوامل غیرژنتیکی مانند رژیم غذایی یا عفونت‌ها ممکن است بر میزان تجمع این جهش‌ها اثر بگذارند.

    به همین دلیل، مک‌آلپاین، گرهارت و همکارانش تصمیم گرفتند بررسی کنند که آیا خواب و ورزش نیز می‌توانند خطر بیماری‌های قلبی ناشی از این جهش‌های ژنتیکی را کاهش دهند یا خیر.

    آن‌ها اطلاعات ژنتیکی و میزان فعالیت بدنی بیش از ۹۱ هزار نفر از آمریکا و بریتانیا را مورد بررسی قرار دادند.

    نتایج نشان داد افرادی که فعالیت بدنی متوسط تا شدید داشتند، ۱۳ درصد کمتر حامل برخی از جهش‌های مرتبط با هماتوپوئیز کلونال بودند. اگرچه این کاهش چندان بزرگ نبود، اما نشان داد که خواب و ورزش می‌توانند تا حدی بر روند تجمع این جهش‌ها اثر بگذارند.

    آزمایش روی موش‌ها نتایج قوی‌تری داشت

    دانشمندان برای بررسی دقیق‌تر، آزمایش‌هایی روی موش‌های مهندسی‌شده ژنتیکی انجام دادند. این موش‌ها دارای همان جهش‌های CH بودند و رژیم غذایی پرکلسترول دریافت می‌کردند تا شرایط مشابه افراد در معرض بیماری قلبی ایجاد شود.

    سپس گروهی از موش‌ها به چرخ دویدن دسترسی پیدا کردند. بسیاری از آن‌ها به‌صورت داوطلبانه روزانه حدود ۱۰ کیلومتر می‌دویدند. در مقابل، گروه دیگری از موش‌ها با اختلال خواب مواجه شدند.

    برای این کار، میله‌ای در کف قفس حرکت می‌کرد و هر چند دقیقه یک‌بار حیوانات را بیدار می‌کرد تا خواب آن‌ها به طور مداوم مختل شود.

    نتایج نشان داد خواب و ورزش رفتار و تعداد ماکروفاژهای دارای جهش را در برخی از موش‌ها تغییر می‌دهد.

    ترزا گرهارت که اکنون آزمایشگاه خود را در دانشگاه گوته فرانکفورت آلمان راه‌اندازی کرده است، می‌گوید: “اگر ورزش کنید، پلاک‌های چربی کوچک‌تر می‌شوند و شدت بیماری کاهش می‌یابد، اما اگر خواب نامناسبی داشته باشید، بیماری تشدید خواهد شد.”

    تأثیر خواب و ورزش برای همه ژن‌ها یکسان نیست

    البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که اثر خواب و ورزش برای همه جهش‌های ژنتیکی یکسان نیست. آن‌ها چهار ژن مختلف مرتبط با هماتوپوئیز کلونال را بررسی کردند.

    نتایج نشان داد که برخی جهش‌ها به شدت تحت تأثیر سبک زندگی قرار می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر تقریباً واکنشی به تغییر رفتار نشان نمی‌دهند.

    «آلن تال»، پژوهشگر بیماری‌های قلبی دانشگاه کلمبیا که در این مطالعه حضور نداشت، می‌گوید: “خواب کافی یا ورزش می‌تواند خطر آترواسکلروز را معکوس کند، اما میزان این اثر برای هر نوع جهش ژنتیکی متفاوت است و حتی ممکن است برای بعضی از آن‌ها اصلاً چنین اثری وجود نداشته باشد.”

    به گفته او، همین موضوع نشان می‌دهد که آینده پزشکی احتمالاً به سمت درمان‌های شخصی‌سازی‌شده حرکت خواهد کرد؛ درمان‌هایی که بر اساس نوع جهش ژنتیکی هر فرد طراحی می‌شوند.

    این یافته می‌تواند میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد

    پژوهشگران همچنین اشاره می‌کنند که یکی از خطرناک‌ترین جهش‌های مورد بررسی، چندان نادر نیست. این جهش در حدود ۳ تا ۴ درصد جمعیت اروپا مشاهده می‌شود.

    به همین دلیل، اگر نتایج به‌دست‌آمده در موش‌ها در مطالعات انسانی نیز تأیید شود، خواب و ورزش می‌توانند برای بخش قابل توجهی از جمعیت به راهکاری ساده، کم‌هزینه و مؤثر برای کاهش خطر بیماری‌های قلبی تبدیل شوند.

    اگرچه این تحقیق هنوز نشان نمی‌دهد که تغییر سبک زندگی می‌تواند همه خطرات ژنتیکی را از بین ببرد، اما یک پیام مهم دارد؛ ژن‌ها سرنوشت قطعی انسان نیستند. حتی زمانی که برخی جهش‌های ژنتیکی خطر بیماری قلبی را افزایش می‌دهند، عواملی مانند خواب و ورزش ممکن است بتوانند شدت این خطر را کاهش دهند و با کنترل التهاب و بهبود عملکرد سیستم ایمنی، از سلامت قلب و عروق محافظت کنند.

    این یافته بار دیگر اهمیت سبک زندگی سالم را در کنار عوامل ژنتیکی برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که انتخاب‌های روزمره می‌توانند نقشی فراتر از آنچه تصور می‌شد در حفظ سلامت قلب داشته باشند.

  • مرورگر وب شما چقدر از شما می‌داند؟ راهکارهایی برای حفظ حریم خصوصی

    همه ما می‌دانیم که هنگام حضور در اینترنت، فعالیت‌هایمان ردیابی می‌شود. کافی است تنها پنج دقیقه به دنبال خرید مبلمان باغی یا هر محصول دیگری در اینترنت بگردید تا تبلیغات همان کالا برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها در وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی مختلف شما را دنبال کند.

    اما شاید بسیاری از کاربران هنوز از میزان واقعی اطلاعاتی که هر بار هنگام اتصال به اینترنت در اختیار وب‌سایت‌ها قرار می‌دهند، آگاه نباشند. واقعیت این است که به محض باز شدن یک صفحه، وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های تحت وب حجم قابل توجهی از اطلاعات مربوط به دستگاه، مرورگر وب و نحوه پیکربندی سیستم شما را دریافت می‌کنند؛ اطلاعاتی که حتی بدون ورود به حساب کاربری نیز می‌توانند برای شناسایی هویت دیجیتالی شما مورد استفاده قرار گیرند.

    وب‌سایت Since You Arrived دقیقا با همین هدف طراحی شده است؛ سایتی که پرده از این فرآیند برمی‌دارد و به شما نشان می‌دهد مرورگر وب چه اطلاعاتی را در همان لحظات ابتدایی ورود به یک وب‌سایت در اختیار آن قرار می‌دهد و این داده‌ها چه چیزهایی را درباره شما فاش می‌کنند. اگر حفظ حریم خصوصی آنلاین برایتان اهمیت دارد، حتما ارزش دارد که سری به این وب‌سایت بزنید.

    ببینید مرورگر وب شما چه اطلاعاتی ثبت می‌کند

    پس از ورود به وب‌سایت Since You Arrived با پنج بخش مختلف روبه‌رو خواهید شد که هرکدام اطلاعات متفاوتی درباره شما، دستگاهتان و نحوه اتصال شما به اینترنت نمایش می‌دهند.

    البته این موضوع به آن معنا نیست که تمام وب‌سایت‌هایی که روزانه از آن‌ها بازدید می‌کنید، همه این اطلاعات را ثبت می‌کنند؛ اما تمامی این داده‌ها در دسترس هستند و در صورت نیاز می‌توانند برای ایجاد یک شناسه منحصربه‌فرد از کاربر مورد استفاده قرار گیرند.

    این وب‌سایت اطلاعات را در قالب پنج بخش یا Volume ارائه می‌کند که مهم‌ترین قسمت آن برای علاقه‌مندان به حریم خصوصی، Volume IV است.

    در این بخش، مرورگر وب به‌تدریج تمام اطلاعاتی را که درباره شما می‌داند نمایش می‌دهد و با اسکرول کردن صفحه می‌توانید جزئیات بیشتری را مشاهده کنید. فهرست اطلاعات از موقعیت جغرافیایی تقریبی شما که توسط شرکت ارائه‌دهنده اینترنت (ISP) گزارش می‌شود آغاز شده و سپس نوع مرورگر وب، سیستم‌عامل و مشخصات نرم‌افزاری دستگاه را نمایش می‌دهد.

    در کنار این اطلاعات، نکات فنی جالبی نیز وجود دارد که شاید تاکنون به آن‌ها توجه نکرده باشید. برای مثال، آیا می‌دانستید دستگاه شما معمولا پیش از آنکه یک صفحه وب به طور کامل بارگذاری شود، منطقه زمانی (Time Zone) خود را در اختیار وب‌سایت قرار می‌دهد؟

    علاوه بر این، داده‌های دیگری نیز معمولا در همان ثانیه‌های ابتدایی منتقل می‌شوند؛ از جمله مدل پردازنده گرافیکی (GPU)، میزان شارژ باقی‌مانده باتری دستگاه، صفحه‌ای که پیش از ورود به سایت فعلی مشاهده کرده‌اید، مدت زمانی که در صفحه باقی می‌مانید و اطلاعات متعدد دیگری که شاید هرگز تصور نمی‌کردید در اختیار وب‌سایت‌ها قرار بگیرند.

    مرورگر وب

    بخش قابل توجهی از این اطلاعات بسیار دقیق و اختصاصی هستند. برای نمونه، این وب‌سایت درباره دستگاه نویسنده مقاله اعلام کرده است:

    “نمایشگر شما دارای وضوح ۱۴۷۰ در ۹۵۶ پیکسل است و محتوا با تراکم دو برابری (2x) رندر می‌شود؛ موضوعی که تقریبا با اطمینان نشان می‌دهد از یک نمایشگر مدرن و رده‌بالا استفاده می‌کنید. دستگاه شما تمام این اطلاعات را تنها در چند میلی‌ثانیه ابتدایی اتصال در اختیار وب‌سایت قرار داده است و هنگام بازدید از صفحات بعدی نیز همین روند دوباره تکرار خواهد شد.”

    سایر بخش‌های وب‌سایت هم دیدنی هستند

    علاوه بر Volume IV، سایر قسمت‌های وب‌سایت Since You Arrived نیز تجربه جالبی ارائه می‌کنند.

    Volume I مجموعه‌ای از آمارهای لحظه‌ای جهان را نمایش می‌دهد؛ از تعداد تولدها و مرگ‌ومیرها گرفته تا تعداد آهنگ‌هایی که در سرویس‌های استریم پخش شده‌اند، تعداد سوالاتی که از هوش مصنوعی پرسیده شده و حتی تعداد افرادی که در همان لحظه دست یکدیگر را گرفته‌اند. در Volume II اطلاعاتی درباره آخرین غروب خورشید در منطقه جغرافیایی شما نمایش داده می‌شود.

    Volume III نیز یکی از کشفیات علمی انجام‌شده در نزدیکی محل زندگی شما را معرفی می‌کند. برای نویسنده مقاله، نتیجه نمایش داده شده مربوط به گونه‌ای از تریلوبیت‌ها با نام Lotagnostus بوده است.

    در نهایت، Volume V دورترین نقطه کره زمین نسبت به موقعیت فعلی شما و همچنین سایر افرادی که همزمان در این وب‌سایت حضور دارند را محاسبه و نمایش می‌دهد.

    چگونه از حریم خصوصی خود محافظت کنیم؟

    وب‌سایت‌ها با ترکیب همین اطلاعات ظاهرا ساده می‌توانند تشخیص دهند که شما همان فردی هستید که از وب‌سایت‌های مختلف بازدید می‌کند؛ حتی اگر هیچ‌گاه نام خود را وارد نکرده باشید یا وارد هیچ حساب کاربری نشده باشید. این روش که با عنوان Browser Fingerprinting یا اثر انگشت مرورگر شناخته می‌شود، امروزه یکی از مهم‌ترین روش‌های شناسایی کاربران در فضای وب است.

    اگرچه متوقف کردن کامل این نوع جمع‌آوری اطلاعات تقریبا غیرممکن است، اما روش‌های مختلفی برای محدود کردن آن وجود دارد.

    یکی از مهم‌ترین پیشنهادها استفاده از سرویس‌های VPN است. شبکه خصوصی مجازی شما را به طور کامل در اینترنت ناشناس نمی‌کند، اما آدرس IP واقعی، موقعیت جغرافیایی و تا حد زیادی منطقه زمانی شما را از دید وب‌سایت‌ها پنهان می‌کند. علاوه بر این، VPN مزایای امنیتی دیگری نیز ارائه می‌دهد. البته اگر هدف اصلی مقابله با اثر انگشت مرورگر باشد، بهتر است موقعیت مجازی انتخاب‌شده را هر چند وقت یک‌بار تغییر دهید.

    مرورگر وب

    راهکار بعدی، انتخاب یک مرورگر وب مناسب‌تر است.

    برای مثال، Mozilla Firefox یکی از جدی‌ترین رویکردها را در زمینه مقابله با ردیابی کاربران دنبال می‌کند. این مرورگر وب از فناوری‌های داخلی ضد اثر انگشت مرورگر استفاده می‌کند که بخشی از اطلاعات را از دید وب‌سایت‌ها مخفی کرده و برخی داده‌ها را نیز به صورت تصادفی تغییر می‌دهد تا شناسایی کاربران دشوارتر شود.

    اگر حفظ حریم خصوصی برایتان در بالاترین اولویت قرار دارد، استفاده از Tor Browser گزینه مناسب‌تری خواهد بود.

    این مرورگر وب امکانات محافظتی بیشتری نسبت به فایرفاکس ارائه می‌دهد و اطلاعاتی که به وب‌سایت‌ها ارسال می‌شوند را تا حد امکان یکسان‌سازی یا مبهم می‌کند. علاوه بر این، اتصال اینترنتی شما از طریق چندین گره مختلف در شبکه Tor انجام می‌شود که هویت و موقعیت مکانی واقعی شما را بسیار بهتر از VPN مخفی می‌کند؛ هرچند این روش معمولا باعث کاهش سرعت اینترنت خواهد شد.

    استفاده از حالت Incognito یا مرور خصوصی مرورگر وب نیز می‌تواند تا حدی مفید باشد. این حالت باعث می‌شود اطلاعات کمتری روی دستگاه شما ذخیره شود و وب‌سایت‌ها نتوانند برخی داده‌های محلی را ثبت یا بازیابی کنند. البته نباید تصور کرد که حالت ناشناس، شما را کاملا غیرقابل ردیابی می‌کند؛ زیرا محدودیت‌های مشخصی دارد، اما در هر صورت نسبت به حالت عادی انتخاب بهتری محسوب می‌شود.

    نکته جالب اینکه مرورگر Tor اساسا نیازی به حالت Incognito ندارد، زیرا تقریبا تمام فعالیت‌های آن به صورت پیش‌فرض در محیطی مشابه مرور خصوصی انجام می‌شود.

    در نهایت، تنظیمات مربوط به حریم خصوصی در سرویس‌ها و پلتفرم‌های مختلف نیز می‌تواند نقش مهمی در کاهش میزان اطلاعات جمع‌آوری‌شده داشته باشد. برای مثال، کاربران گوگل می‌توانند شخصی‌سازی تبلیغات را غیرفعال کنند یا سابقه فعالیت خود را حذف کنند. اگرچه این اقدامات بیشتر به حفظ حریم خصوصی کلی حساب کاربری مربوط می‌شوند و تأثیر مستقیمی بر اطلاعاتی که مرورگر وب در همان لحظه ورود به یک وب‌سایت ارسال می‌کند ندارند، اما در مجموع می‌توانند ردپای دیجیتالی شما را تا حد زیادی کاهش دهند.

    در نهایت باید پذیرفت که هیچ راهکاری نمی‌تواند شما را به طور کامل از دید وب‌سایت‌ها پنهان کند، اما انتخاب یک مرورگر وب امن، استفاده از VPN، بهره‌گیری از مرورگر Tor در مواقع حساس و مدیریت صحیح تنظیمات حریم خصوصی، می‌تواند میزان اطلاعاتی را که هر روز ناخواسته در اختیار اینترنت قرار می‌دهید، به شکل قابل توجهی کاهش دهد.

  • کشف سلول‌های مغزی باستانی که حواس‌ پرتی را مهار می‌کنند

    دانشمندان موفق شده‌اند گروهی از نورون‌ها را در یکی از قدیمی‌ترین بخش‌های مغز شناسایی کنند که نقش بسیار مهمی در حفظ تمرکز و جلوگیری از حواس پرتی در حیوانات دارند. این سلول‌های عصبی با فیلتر کردن محرک‌های مزاحم و هدایت مغز به سمت مهم‌ترین اطلاعات موجود در محیط، به حیوانات کمک می‌کنند توجه خود را روی موضوعات ضروری حفظ کنند.

    این کشف که توسط پژوهشگران دانشگاه جانز هاپکینز و با انجام آزمایش روی موش‌ها صورت گرفته، نشان می‌دهد این سامانه مغزی در تمام مهره‌داران، از جمله انسان، وجود دارد. پژوهشگران امیدوارند نتایج این مطالعه در آینده مسیر توسعه درمان‌های دقیق‌تر برای اختلالات مرتبط با حواس پرتی و مشکلات تمرکز را هموار کند.

    «شریش مایسور»، نویسنده ارشد این تحقیق و عصب‌شناسی که روی مدارهای عصبی مرتبط با رفتار مطالعه می‌کند، می‌گوید:

    «یکی از ویژگی‌های اصلی اختلال ADHD این است که حتی محرک‌های بسیار ضعیف نیز توجه فرد را منحرف می‌کنند و دقیقا همین اتفاق را زمانی مشاهده کردیم که این نورون‌ها را غیرفعال کردیم. اما تنها یک روز بعد، زمانی که دوباره این سلول‌ها فعال شدند، همان حیوان توانست حتی محرک‌های بسیار قوی را نیز نادیده بگیرد.»

    این پژوهش که با حمایت مالی دولت آمریکا انجام شده، به‌تازگی در نشریه معتبر Nature Communications منتشر شده و از سوی هیئت تحریریه این مجله نیز به عنوان یکی از مقالات برگزیده معرفی شده است.

    ناحیه‌ای باستانی از مغز که مسئول توجه است

    انسان‌ها و سایر حیوانات هر لحظه با حجم عظیمی از اطلاعات مختلف روبه‌رو هستند. مغز باید بتواند در میان این اطلاعات، مهم‌ترین موارد را انتخاب کرده و سایر محرک‌ها را نادیده بگیرد.

    این توانایی که با عنوان «توجه انتخابی فضایی» شناخته می‌شود، به ما امکان می‌دهد در یک اتاق شلوغ تنها روی صحبت‌های فرد مقابلمان تمرکز کنیم یا دوست خود را در میان جمعیت زیادی از افراد تشخیص دهیم.

    زمانی که این سیستم به درستی عمل نکند، حواس پرتی افزایش پیدا می‌کند و فرد نمی‌تواند محرک‌های بی‌اهمیت را نادیده بگیرد. چنین مشکلی در اختلالاتی مانند اوتیسم و اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) نیز مشاهده می‌شود.

    سال‌ها تصور می‌شد کنترل توجه عمدتا توسط قشر پیش‌پیشانی مغز یا همان Prefrontal Cortex انجام می‌شود؛ ناحیه‌ای که در انسان و سایر نخستی‌ها نسبت به بسیاری از جانوران تکامل‌یافته‌تر است.

    اما این توضیح یک سؤال مهم را بدون پاسخ باقی می‌گذاشت.

    اگر قشر پیش‌پیشانی مسئول اصلی تمرکز باشد، پس چگونه پرندگان، ماهی‌ها و بسیاری از حیوانات دیگر که چنین بخشی را به شکل پیشرفته ندارند، همچنان می‌توانند روی اهداف مهم تمرکز کرده و از حواس پرتی جلوگیری کنند؟

    «نیناد کوتاری»، نویسنده اول مقاله و پژوهشگر فوق‌دکتری دانشکده علوم روان‌شناسی و مغز دانشگاه جانز هاپکینز، در این باره می‌گوید: “اگر صدها میلیون سال به گذشته تکامل برگردیم، می‌بینیم که پرندگان این توانایی را داشته‌اند، ماهی‌ها نیز از آن برخوردار بوده‌اند؛ در حالی که آن‌ها قشر پیش‌پیشانی تکامل‌یافته‌ای ندارند. بنابراین این سؤال مطرح می‌شود که مغز چگونه این مسئله را حل می‌کند؟ ما موفق شدیم ناحیه‌ای بسیار قدیمی در ساقه مغز را شناسایی کنیم که مسئول این قابلیت است.”

    نورون‌های ساقه مغز مانند یک فیلتر عمل می‌کنند

    پژوهشگران دریافتند در موش‌ها نیز کنترل توجه توسط شبکه‌ای از نورون‌های مهاری موجود در ساقه مغز انجام می‌شود. این نورون‌ها تنها مختص موش‌ها نیستند و تقریبا در تمام مهره‌داران، از جمله پرندگان، خزندگان، دوزیستان و ماهی‌ها نیز وجود دارند.

    ایده بررسی این سلول‌های عصبی از تحقیقات قبلی مایسور و سایر پژوهشگرانی شکل گرفت که سال‌ها روی سیستم عصبی پرندگان، قورباغه‌ها و لاک‌پشت‌ها مطالعه کرده بودند. برای بررسی عملکرد این نورون‌ها، تیم تحقیقاتی آزمایشی طراحی کرد که شباهت زیادی به آزمون‌های سنجش توجه در انسان داشت.

    در این آزمایش، موش‌ها روبه‌روی نمایشگری قرار گرفتند که روی آن نشانه‌های تصویری مختلف ظاهر می‌شد. اگر حیوان روی علامتی که مستقیما روبه‌رویش قرار داشت تمرکز می‌کرد و در عین حال محرک‌های جانبی را نادیده می‌گرفت، پاداش دریافت می‌کرد.

    تا زمانی که نورون‌های ساقه مغز فعال بودند، موش‌ها عملکرد بسیار خوبی از خود نشان دادند. اما پژوهشگران در مرحله بعد، این نورون‌ها را به صورت موقت غیرفعال کردند. نتیجه کاملا واضح بود.

    کوتاری می‌گوید: “وقتی این نورون‌ها را غیرفعال می‌کنیم، موش‌ها به شدت دچار حواس پرتی می‌شوند.”

    حواس‌ پرتی

    غیرفعال شدن نورون‌ها باعث افزایش حواس پرتی شد

    در ادامه، پژوهشگران آزمایش‌های دیگری نیز انجام دادند تا مطمئن شوند عملکرد ضعیف موش‌ها ناشی از مشکلات بینایی یا اختلال در حرکت نیست.

    نتایج نشان داد هیچ‌یک از این عوامل در کاهش عملکرد حیوانات نقش نداشتند. موش‌ها همچنان تصاویر را به خوبی مشاهده می‌کردند و توانایی حرکتی آن‌ها نیز کاملا طبیعی بود.

    مشکل اصلی این بود که دیگر نمی‌توانستند اطلاعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کرده و مهم‌ترین محرک را انتخاب کنند.

    به بیان دیگر، سیستم مغز برای اولویت‌بندی اطلاعات دچار اختلال شده بود و همین موضوع باعث افزایش حواس پرتی می‌شد.

    مایسور در توضیح این یافته می‌گوید: “تنها چیزی که دچار اختلال شد، توانایی حیوان برای مقایسه اطلاعات مختلف و تمرکز روی مهم‌ترین آن‌ها بود. این بخش از مغز مانند یک موتور انتخاب توجه عمل می‌کند و به مغز پاسخ می‌دهد که در این لحظه مهم‌ترین اطلاعاتی که باید روی آن‌ها تمرکز کنم، کدام هستند.”

    به اعتقاد پژوهشگران، این سیستم همانند یک فیلتر هوشمند عمل می‌کند که دائما محیط اطراف را بررسی کرده و اطلاعات بی‌اهمیت را حذف می‌کند تا مغز بتواند منابع خود را صرف مهم‌ترین محرک‌ها کند.

    این کشف چه اهمیتی برای درمان ADHD و اوتیسم دارد؟

    اکنون پژوهشگران قصد دارند با جزئیات بیشتری بررسی کنند که این نورون‌ها دقیقا چگونه توجه انتخابی فضایی را در مهره‌داران کنترل می‌کنند و آیا در انسان نیز دقیقا همین وظیفه را بر عهده دارند یا خیر.

    مایسور می‌گوید: “تمام شواهد موجود تاکنون نشان می‌دهد این نورون‌ها در انسان نیز وجود دارند. اما آیا دقیقا مسئول توجه انتخابی فضایی هستند؟ این فرضیه بسیار هیجان‌انگیز است و شواهد فعلی از آن حمایت می‌کنند.”

    در گام بعدی، پژوهشگران تصمیم دارند فعالیت این سلول‌های عصبی را در افراد مبتلا به ADHD و همچنین افراد مبتلا به اوتیسم بررسی کنند.

    اگر مشخص شود عملکرد این نورون‌ها در این بیماران با افراد سالم تفاوت دارد، این کشف می‌تواند نقطه عطف مهمی در درمان اختلالات مرتبط با حواس پرتی باشد.

    در چنین شرایطی، به جای استفاده از داروهایی که کل مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهند، شاید بتوان داروها یا روش‌های درمانی هدفمندتری طراحی کرد که مستقیما روی همین شبکه عصبی اثر بگذارند.

    این موضوع نه‌تنها می‌تواند اثربخشی درمان را افزایش دهد، بلکه احتمال بروز عوارض جانبی را نیز کاهش خواهد داد.

    پژوهشگران تأکید می‌کنند که هنوز راه زیادی تا تبدیل این یافته‌ها به درمان‌های بالینی باقی مانده است، زیرا تمام آزمایش‌های فعلی روی موش‌ها انجام شده‌اند. با این حال، از آنجا که این نورون‌ها در اغلب مهره‌داران حفظ شده‌اند و میلیون‌ها سال بدون تغییر اساسی در فرآیند تکامل باقی مانده‌اند، احتمال اینکه انسان نیز از همین سامانه عصبی برای مقابله با حواس پرتی استفاده کند، بسیار زیاد است.

    اگر این فرضیه در مطالعات آینده تأیید شود، دانشمندان نه‌تنها درک عمیق‌تری از نحوه عملکرد مغز و سازوکار توجه به دست خواهند آورد، بلکه می‌توانند راهکارهای نوینی برای درمان اختلالاتی ارائه دهند که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را با مشکل حواس پرتی، کاهش تمرکز و دشواری در پردازش اطلاعات مهم روبه‌رو کرده‌اند.

  • نخستین قطار هیدروژنی باریک‌ریل جهان رونمایی شد

    شرکت سوئیسی اشتادلر (Stadler)، تولیدکننده تجهیزات ریلی، و شرکت حمل‌ونقل ARST در منطقه ساردینیای ایتالیا به‌طور رسمی از برنامه توسعه نخستین قطار هیدروژنی جهان که به‌طور اختصاصی برای خطوط ریلی باریک‌ریل طراحی شده است، رونمایی کردند.

    این پروژه نقطه عطفی در حمل‌ونقل ریلی پاک به شمار می‌رود و قرار است جایگزین لوکوموتیوهای دیزلی قدیمی شود؛ لوکوموتیوهایی که سال‌ها به دلیل محدودیت‌های فنی خطوط باریک‌ریل همچنان مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

    بر اساس اعلام مسئولان پروژه، ورود ۱۰ قطار هیدروژنی به شبکه ریلی ساردینیا، سالانه بیش از ۲ هزار و ۱۰۰ تن دی‌اکسید کربن را در مقایسه با قطارهای دیزلی کاهش خواهد داد. این میزان کاهش آلایندگی تقریباً معادل انتشار کربن حاصل از حدود ۴۵۰ بار دور زدن کره زمین با خودرو عنوان شده است.

    برنامه‌ریزی شده است این قطارها از سال ۲۰۲۸ وارد ناوگان حمل‌ونقل مسافری شوند و در خطوط تحت مدیریت شرکت ARST شامل مسیرهای فرودگاه آلگرو – مامونتاناس، ساساری – آلگرو و ساساری – سورسو فعالیت کنند.

    ساردینیا؛ پیشگام فناوری جدید ریلی

    «باربارا مانکا»، وزیر حمل‌ونقل منطقه خودمختار ساردینیا، این پروژه را گامی مهم در توسعه فناوری‌های نوین حمل‌ونقل دانست.

    او گفت: “با راه‌اندازی نخستین قطار هیدروژنی که به‌طور اختصاصی برای خطوط باریک‌ریل طراحی شده است، ساردینیا بار دیگر جایگاه خود را به‌عنوان پیشگام نوآوری فناوری در بخش حمل‌ونقل ثابت می‌کند. این نخستین قطار از نوع خود در جهان است که دقیقاً برای شرایطی مشابه شبکه ریلی ما طراحی شده و هدف آن تبدیل یک محدودیت به فرصتی بزرگ است.”

    وی افزود: “قطارهای هیدروژنی که در خطوط شرکت ARST به کار گرفته خواهند شد، نمونه‌ای درخشان برای حفاظت از محیط زیست، تقویت اقتصاد محلی و توسعه مهارت‌های تخصصی در منطقه ما هستند.”

    پایان وابستگی به موتورهای دیزلی

    شبکه‌های ریلی باریک‌ریل در مناطق مختلف ایتالیا سال‌ها به موتورهای دیزلی وابسته بودند. دلیل اصلی این موضوع، ویژگی‌های جغرافیایی این خطوط است؛ مسیرهایی با پیچ‌های بسیار تند و محدودیت‌های سختگیرانه در وزن قطار که استفاده از قطارهای برقی سنگین را عملاً غیرممکن می‌کرد.

    اما اکنون با توسعه قطار هیدروژنی اختصاصی برای این خطوط، این محدودیت قدیمی در حال برطرف شدن است. فناوری جدید به گونه‌ای طراحی شده که بدون استفاده از سوخت‌های فسیلی، بتواند در مسیرهای باریک، پرپیچ‌وخم و کوهستانی حرکت کند.

    این تحول می‌تواند الگوی جدیدی برای بسیاری از خطوط ریلی قدیمی در اروپا باشد که تاکنون امکان برقی‌سازی آن‌ها وجود نداشته است.

    سامانه پیشرانه متفاوت

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این قطار هیدروژنی، سامانه پیشرانه ویژه آن است.

    در این طراحی، مخازن هیدروژن و سلول‌های سوختی داخل یک واگن مرکزی موسوم به Power Pack قرار گرفته‌اند. این واگن نقش یک واحد تولید انرژی متحرک را ایفا می‌کند و برق مورد نیاز باتری‌های سامانه کشش الکتریکی قطار را در مسیرهای فاقد برق بالاسری تأمین می‌کند.

    در واقع، سلول‌های سوختی هیدروژن با تولید برق، باتری‌های قطار را شارژ می‌کنند و انرژی لازم برای حرکت موتورهای الکتریکی را فراهم می‌سازند.

    مزیت این سامانه آن است که هیچ آلاینده مستقیمی تولید نمی‌کند و تنها محصول جانبی واکنش هیدروژن، بخار آب است.

    تولید هیدروژن با انرژی خورشیدی

    یکی دیگر از ویژگی‌های مهم این پروژه، نحوه تأمین سوخت است. هیدروژن مورد نیاز این قطار هیدروژنی به‌صورت محلی و با استفاده از ۱۰۰ درصد انرژی خورشیدی تولید خواهد شد. به این ترتیب، چرخه تولید و مصرف انرژی کاملاً پاک خواهد بود.

    در نتیجه، از مرحله تولید سوخت تا حرکت قطار، هیچ وابستگی مستقیمی به سوخت‌های فسیلی وجود نخواهد داشت و کل شبکه تنها بخار آب منتشر خواهد کرد.

    این موضوع پروژه ساردینیا را به یکی از کامل‌ترین نمونه‌های حمل‌ونقل بدون کربن در اروپا تبدیل می‌کند.

    اشتادلر؛ تنها سازنده این فناوری در جهان

    دکتر «آنسگار بروکمایر»، مدیر بازاریابی و فروش و قائم‌مقام مدیرعامل گروه اشتادلر، اعلام کرد این شرکت در حال حاضر تنها تولیدکننده‌ای در جهان است که قطار هیدروژنی مخصوص خطوط باریک‌ریل طراحی و تولید می‌کند.

    او گفت: “اشتادلر تنها شرکت سازنده قطار در جهان است که قطارهای هیدروژنی ویژه خطوط باریک‌ریل را طراحی و تولید می‌کند. ما همراه با شرکت ARST راهکاری توسعه داده‌ایم که سهمی واقعی در کاهش انتشار کربن در حمل‌ونقل ریلی خواهد داشت”

    به گفته او، این فناوری می‌تواند مسیر تازه‌ای برای نوسازی هزاران کیلومتر خطوط ریلی باریک‌ریل در کشورهای مختلف جهان باز کند.

    تجربه‌ای متفاوت برای مسافران

    ورود قطار هیدروژنی تنها به معنای کاهش آلایندگی نیست، بلکه تجربه سفر مسافران نیز به شکل محسوسی تغییر خواهد کرد.

    برخلاف قطارهای دیزلی قدیمی که با لرزش‌های شدید و صدای بلند موتور شناخته می‌شوند، مدل‌های جدید بسیار آرام‌تر و کم‌صداتر خواهند بود.

    همچنین این قطارها دارای ورودی هم‌سطح با سکو هستند تا افراد دارای معلولیت، سالمندان و خانواده‌هایی که کالسکه کودک همراه دارند، راحت‌تر سوار شوند.

    پنجره‌های پانورامای بزرگ نیز برای نمایش بهتر مناظر طبیعی ساردینیا طراحی شده‌اند تا سفر برای مسافران لذت‌بخش‌تر شود. فضای داخلی قطارها روشن، جادار و مجهز به سامانه تهویه مطبوع خواهد بود.

    علاوه بر این، کارکنان قطار نیز از امکانات اختصاصی مانند ورودی جداگانه و سیستم کنترل مستقل دمای کابین بهره‌مند خواهند شد.

    سفارش ۱۰ قطار برای ساردینیا

    بر اساس توافقی که در سال ۲۰۲۳ میان اشتادلر و شرکت ARST امضا شد، این شرکت سوئیسی در مجموع ۱۰ قطار هیدروژنی برای شبکه ریلی ساردینیا تولید خواهد کرد.

    این پروژه بخشی از برنامه دولت ایتالیا برای کاهش انتشار کربن در خطوط ریلی منطقه‌ای باریک‌ریل به شمار می‌رود. هدف اصلی این طرح، حذف تدریجی لوکوموتیوهای دیزلی و جایگزینی آن‌ها با سامانه‌های حمل‌ونقل پاک است.

    پیچش

    سایر مناطق ایتالیا نیز در صف دریافت قطارهای جدید

    اگرچه ساردینیا نخستین منطقه‌ای است که این فناوری را به کار خواهد گرفت، اما سایر مناطق جنوب ایتالیا نیز در حال آماده‌سازی برای استفاده از این قطار هیدروژنی هستند.

    اشتادلر هم‌اکنون در حال ساخت ۹ قطار مشابه برای شرکت Ferrovie della Calabria است. همچنین دو قطار دیگر نیز برای شبکه Ferrovia Circumetnea در جزیره سیسیل تولید می‌شود.

    مدل‌های ویژه سیسیل با سامانه کشش اختصاصی تنظیم شده‌اند تا بتوانند از شیب‌های تند دامنه‌های آتشفشان اتنا عبور کنند؛ موضوعی که نیازمند توان کششی بالاتر نسبت به قطارهای معمولی است.

    آزمایش‌های ایمنی پیش از آغاز فعالیت

    پیش از ورود این قطارها به شبکه حمل‌ونقل عمومی، مجموعه‌ای از آزمایش‌های فنی، عملیاتی و ایمنی روی آن‌ها انجام خواهد شد.

    این آزمایش‌ها با هدف اطمینان از رعایت کامل استانداردهای ملی ایتالیا و مقررات سازمان ANSFISA، نهاد مسئول ایمنی راه‌آهن و زیرساخت‌های جاده‌ای و بزرگراهی این کشور، صورت می‌گیرد. تنها پس از دریافت تمامی مجوزهای لازم، این قطار هیدروژنی اجازه جابه‌جایی مسافران را خواهد داشت.

    انقلابی آرام در خطوط ریلی اروپا

    تمامی این ناوگان جدید در کارخانه اصلی اشتادلر در شهر بوسنانگ سوئیس در حال تولید است.

    کارشناسان معتقدند توسعه این قطارها می‌تواند آغازگر تحولی بزرگ اما آرام در خطوط ریلی باریک‌ریل اروپا باشد؛ مسیرهایی که سال‌ها به دلیل محدودیت‌های فنی از فناوری‌های نوین حمل‌ونقل بی‌بهره مانده بودند.

    اگر این پروژه مطابق برنامه پیش برود، قطار هیدروژنی می‌تواند به الگویی برای بسیاری از کشورهایی تبدیل شود که هنوز بخش قابل توجهی از شبکه ریلی آن‌ها به موتورهای دیزلی وابسته است. در چنین شرایطی، استفاده از هیدروژن سبز و سامانه‌های پیشرانه پاک، نه تنها انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش می‌دهد، بلکه تجربه سفر را نیز برای میلیون‌ها مسافر بهبود خواهد بخشید و گام مهمی در مسیر حمل‌ونقل پایدار جهانی خواهد بود.

  • تکنیک جدید پیچش، کنترل بی‌سابقه‌ای بر نور کوانتومی فراهم کرد

    دانشمندان با استفاده از یک تکنیک جدید مبتنی بر پیچش موفق شده‌اند راهی تازه برای کنترل منابع نور کوانتومی پیدا کنند؛ دستاوردی که می‌تواند فناوری‌های کوانتومی را یک گام دیگر به کاربردهای عملی نزدیک‌تر کند.

    پژوهشگران دانشگاه فناوری سیدنی (University of Technology Sydney) دریافتند که با پیچش و چیدمان دوباره لایه‌های فوق‌نازک ماده‌ای به نام نیترید بور شش‌ضلعی (hBN)، می‌توان رنگ و طول موج نور ساطع‌شده از گسیلنده‌های کوانتومی تعبیه‌شده در این ماده را به‌طور چشمگیری تغییر داد.

    گسیلنده‌های کوانتومی منابع بسیار کوچک نور هستند که قادر به تولید فوتون‌های منفردند. همین ویژگی باعث شده است این ساختارها به یکی از اجزای کلیدی رایانه‌های کوانتومی آینده، شبکه‌های ارتباطی فوق‌امن و حسگرهای بسیار دقیق تبدیل شوند. با وجود آنکه پژوهشگران طی سال‌های اخیر توانسته‌اند این گسیلنده‌ها را شناسایی و بررسی کنند، کنترل دقیق عملکرد آن‌ها همچنان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های این حوزه به شمار می‌رود.

    تیم تحقیقاتی اعلام کرده است که روش جدید، راهکاری متفاوت برای تنظیم این منابع نوری ارائه می‌دهد؛ روشی که از ساختار لایه‌ای منحصربه‌فرد نیترید بور شش‌ضلعی بهره می‌برد. این ماده را می‌توان بارها از هم جدا کرد، تحت پیچش قرار داد و دوباره روی هم قرار داد، بدون آنکه ویژگی‌های اصلی آن از بین برود.

    استفاده از پیچش برای کنترل نور

    دکتر «آنگوس گیل»، نویسنده اصلی این پژوهش، گفت نتایج به‌دست‌آمده ابزار تازه‌ای در اختیار دانشمندان قرار می‌دهد تا بتوانند گسیلنده‌های کوانتومی را بهتر کنترل کنند.

    او توضیح داد: “شما می‌توانید این گسیلنده‌های کوانتومی را اندازه‌گیری کنید و وجود آن‌ها را ببینید، اما به‌کارگیری عملی آن‌ها بسیار دشوار است. این روش مانند اهرمی است که ما را یک گام به تحقق فناوری‌های کوانتومی نزدیک‌تر می‌کند.”

    در آزمایش‌های انجام‌شده، پژوهشگران توانستند تنها با تغییر زاویه پیچش میان لایه‌های hBN، تغییر قابل‌توجهی در نور ساطع‌شده ایجاد کنند. برخلاف بسیاری از مطالعات مشابه که در آن مواد تنها یک‌بار مونتاژ می‌شوند و پس از آن تغییری نمی‌کنند، این گروه تحقیقاتی بارها لایه‌ها را جدا کردند، دوباره روی هم قرار دادند، زاویه پیچش را تغییر دادند و هم‌زمان ویژگی‌های نوری آن‌ها را اصلاح کردند.

    دکتر گیل در این باره گفت: “ما از این واقعیت استفاده می‌کنیم که نیترید بور شش‌ضلعی ماده‌ای لایه‌ای است. می‌توانیم آن را برداریم، روی هم بچینیم، پیچش ایجاد کنیم و از همین پیچش برای تغییر ویژگی‌های گسیلنده‌ها استفاده کنیم. چنین کاری با مواد سنتی مانند الماس یا کاربید سیلیکون تقریباً امکان‌پذیر نیست.”

    میزان تغییرات فراتر از انتظار بود

    به گفته پژوهشگران، میزان تنظیمی که از طریق پیچش به دست آمد، بسیار بیشتر از پیش‌بینی‌های اولیه بود و حتی از آنچه معمولاً در بسیاری از سامانه‌های گسیلنده کوانتومی امکان‌پذیر است نیز فراتر رفت.

    دکتر گیل اظهار کرد: “مزیت این روش آن است که با استفاده از این بستر قابل‌پیچش توانستیم جابه‌جایی بسیار بزرگی در طیف نشر نور ایجاد کنیم. در اغلب مواقع، زمانی که این سامانه‌ها را کنترل می‌کنید، میزان تغییرات بسیار محدود است، اما در این پژوهش، میزان جابه‌جایی بسیار بیشتر از چیزی بود که انتظار داشتیم.”

    این نتیجه نشان می‌دهد که پیچش تنها یک تغییر مکانیکی ساده نیست، بلکه می‌تواند به ابزاری قدرتمند برای مهندسی خواص نوری مواد کوانتومی تبدیل شود. تغییر زاویه میان لایه‌ها باعث دگرگونی برهم‌کنش‌های اتمی در ساختار ماده می‌شود و همین موضوع مستقیماً بر نحوه تولید و انتشار نور از گسیلنده‌های کوانتومی اثر می‌گذارد.

    در واقع، پژوهشگران توانستند بدون نیاز به تغییر ترکیب شیمیایی ماده یا افزودن عناصر جدید، تنها با تغییر زاویه پیچش، رفتار نوری آن را کنترل کنند. این موضوع می‌تواند هزینه و پیچیدگی تولید تجهیزات کوانتومی آینده را نیز کاهش دهد.

    پیچش

    رویکردی متفاوت برای توسعه فناوری کوانتومی

    به جای آنکه پژوهشگران تلاش کنند نیترید بور شش‌ضلعی را وادار کنند مانند سایر مواد رایج مورد استفاده در فناوری‌های کوانتومی رفتار کند، تصمیم گرفتند از ویژگی‌های طبیعی همین ماده بیشترین بهره را ببرند.

    دکتر گیل گفت: “به جای اینکه نقص‌های موجود در hBN را وادار کنیم مانند میزبان‌های جامد سنتی عمل کنند، از بزرگ‌ترین مزیت خود این ماده استفاده کردیم؛ یعنی ساختار نازک، لایه‌ای و قابل‌پیچش آن.”

    او برای توضیح بهتر این موضوع، مثالی ساده ارائه داد و گفت: “یک قالب کامل پنیر را تصور کنید؛ دسترسی به قسمت‌های میانی آن آسان نیست. اما اگر همان پنیر به صورت ورقه‌های نازک باشد، می‌توانید لایه‌ها را جدا کنید، دوباره کنار هم قرار دهید و نحوه تعامل آن‌ها را تغییر دهید.”

    به گفته او، ساختار لایه‌ای hBN نیز دقیقاً چنین قابلیتی دارد و همین ویژگی امکان ایجاد پیچش‌های مختلف و بررسی اثر هر زاویه بر رفتار گسیلنده‌های کوانتومی را فراهم می‌کند.

    پیچش می‌تواند رفتارهای کاملاً جدیدی ایجاد کند

    پروفسور «ایگور آهارونوویچ» نیز که از پژوهشگران این پروژه است، گفت پیچش مواد لایه‌ای می‌تواند به ظهور پدیده‌های فیزیکی کاملاً جدید منجر شود.

    او توضیح داد: “ممکن است دو لایه به‌تنهایی ویژگی خاصی نداشته باشند، اما اگر آن‌ها را با زاویه مشخصی روی یکدیگر قرار دهید، ناگهان با سامانه‌ای کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شوید.”

    این پدیده طی سال‌های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حوزه مواد دوبعدی را به خود جلب کرده است. تغییر زاویه پیچش میان لایه‌های اتمی می‌تواند نحوه حرکت الکترون‌ها، انتقال انرژی و حتی رفتار نور را تغییر دهد و ویژگی‌هایی ایجاد کند که در هیچ‌یک از لایه‌ها به‌تنهایی وجود ندارد.

    به همین دلیل، دانشمندان معتقدند کنترل دقیق زاویه پیچش می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای طراحی نسل آینده تجهیزات کوانتومی تبدیل شود.

    گامی مهم به سوی کاربردهای واقعی

    پژوهشگران بر این باورند که این روش در آینده می‌تواند نقش مهمی در توسعه رایانه‌های کوانتومی، سامانه‌های ارتباطات کوانتومی و حسگرهای فوق‌حساس ایفا کند.

    رایانه‌های کوانتومی به منابع نوری بسیار دقیق و قابل‌کنترل نیاز دارند تا بتوانند اطلاعات را با استفاده از فوتون‌های منفرد پردازش کنند. از سوی دیگر، شبکه‌های ارتباطی کوانتومی نیز برای انتقال ایمن داده‌ها به چنین منابع نوری وابسته هستند.

    علاوه بر این، حسگرهای کوانتومی می‌توانند در حوزه‌هایی مانند پزشکی، امنیت سایبری، ناوبری، تصویربرداری پیشرفته و اندازه‌گیری‌های فوق‌دقیق مورد استفاده قرار گیرند. هرچه امکان کنترل گسیلنده‌های کوانتومی بیشتر شود، عملکرد این فناوری‌ها نیز بهبود خواهد یافت.

    از دیدگاه محققان، استفاده از پیچش به‌عنوان ابزاری برای تنظیم ویژگی‌های نور کوانتومی، راهکاری ساده اما بسیار مؤثر محسوب می‌شود که می‌تواند محدودیت‌های بسیاری از روش‌های رایج را برطرف کند. از آنجا که نیترید بور شش‌ضلعی قابلیت جداسازی، چیدمان مجدد و ایجاد پیچش‌های گوناگون را دارد، این ماده به بستری ایده‌آل برای آزمایش و توسعه نسل جدید تجهیزات فوتونیکی و کوانتومی تبدیل شده است.

    اگرچه این فناوری هنوز در مرحله تحقیقات آزمایشگاهی قرار دارد، اما نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که پیچش لایه‌های مواد دوبعدی می‌تواند مسیر تازه‌ای برای کنترل نور کوانتومی باز کند؛ مسیری که شاید در آینده نه‌چندان دور، توسعه رایانه‌های کوانتومی، ارتباطات فوق‌امن و نسل جدید حسگرهای پیشرفته را با سرعت بیشتری امکان‌پذیر سازد.

  • انقلابی در درمان فلج: ارگانوئیدهای نخاع انسانی به میدان آمدند

    دانشمندان دانشگاه نورث‌وسترن آمریکا در یک دستاورد مهم علمی، پیشرفته‌ترین مدل ارگانوئید نخاع انسانی را توسعه داده‌اند و از آن برای آزمایش یک روش نوین درمان فلج استفاده کرده‌اند؛ روشی که پیش‌تر توانسته بود در مطالعات حیوانی، فلج ناشی از آسیب شدید نخاع را معکوس کند.

    این پژوهش جدید گامی مهم در مسیر توسعه درمان‌های مؤثر برای آسیب‌های نخاعی و درمان فلج به شمار می‌رود. محققان با استفاده از سلول‌های بنیادی پرتوان القایی (iPSCs)، نسخه‌های مینیاتوری و آزمایشگاهی از نخاع انسان را تولید کردند و سپس به‌صورت عمدی به این بافت‌ها آسیب وارد کردند تا شرایطی مشابه آسیب‌های واقعی نخاع در بدن انسان ایجاد شود.

    نتایج نشان داد که این ارگانوئیدهای نخاعی پس از آسیب، همان واکنش‌هایی را از خود نشان می‌دهند که در بیماران دچار ضایعات نخاعی مشاهده می‌شود. از جمله این واکنش‌ها می‌توان به مرگ سلولی، التهاب گسترده و تشکیل بافت اسکاری موسوم به «گلیال اسکار» اشاره کرد. این بافت زخمی یکی از اصلی‌ترین موانع بازسازی اعصاب و درمان فلج در بیماران مبتلا به آسیب نخاعی است.

    بازسازی دقیق آسیب نخاعی در آزمایشگاه

    برای نخستین بار، پژوهشگران موفق شدند نشان دهند که ارگانوئیدهای نخاع انسانی قادرند تشکیل اسکارهای گلیالی متراکم را بازسازی کنند. این اسکارها پس از آسیب شدید نخاع ایجاد می‌شوند و مانع رشد مجدد رشته‌های عصبی می‌شوند.

    یکی دیگر از نوآوری‌های مهم این مطالعه، افزودن سلول‌های میکروگلیا به ارگانوئیدها بود. میکروگلیا سلول‌های ایمنی اصلی سیستم عصبی مرکزی هستند و نقش مهمی در واکنش بدن به آسیب‌های عصبی ایفا می‌کنند. حضور این سلول‌ها باعث شد مدل آزمایشگاهی جدید از نظر زیستی بسیار واقعی‌تر از نمونه‌های قبلی باشد.

    دکتر «ساموئل آی. استاپ»، نویسنده ارشد این پژوهش، توضیح داد که وجود میکروگلیا در این مدل امکان بررسی دقیق‌تر فرآیندهای التهابی و ترمیمی را فراهم می‌کند.

    او گفت: “یکی از هیجان‌انگیزترین جنبه‌های ارگانوئیدها این است که می‌توانیم درمان‌های جدید را مستقیماً روی بافت انسانی آزمایش کنیم. به‌جز انجام کارآزمایی بالینی، هیچ روش دیگری برای دستیابی به چنین هدفی وجود ندارد.”

    به گفته او، پژوهشگران دو نوع آسیب مختلف شامل پارگی نخاع و آسیب فشاری را در این ارگانوئیدها ایجاد کردند تا شرایط واقعی ضایعات نخاعی را شبیه‌سازی کنند.

    امید تازه برای درمان فلج با «مولکول‌های رقصان»

    پس از ایجاد آسیب، دانشمندان ارگانوئیدهای آسیب‌دیده را با روشی درمانی موسوم به «مولکول‌های رقصان» (Dancing Molecules) تحت درمان قرار دادند.

    این فناوری بر پایه دسته‌ای از پپتیدهای درمانی فوق‌مولکولی طراحی شده است. این مواد به شکل مایع تزریق می‌شوند اما به سرعت در محل آسیب به ژلی از نانوالیاف تبدیل می‌شوند که ساختاری مشابه ماتریکس خارج سلولی نخاع دارند.

    ماتریکس خارج سلولی محیطی است که سلول‌های عصبی در آن قرار دارند و نقش مهمی در بقای سلول‌ها، ارتباطات عصبی و بازسازی بافت ایفا می‌کند.

    ویژگی منحصر‌به‌فرد این فناوری در قابلیت حرکت و پویایی مولکول‌ها نهفته است. محققان معتقدند هرچه این مولکول‌ها تحرک بیشتری داشته باشند، احتمال برخورد و تعامل آن‌ها با گیرنده‌های سلولی افزایش می‌یابد.

    دکتر استاپ پیش‌تر در توضیح این فناوری گفته بود: “سلول‌ها و گیرنده‌های آن‌ها دائماً در حال حرکت هستند. بنابراین مولکول‌هایی که تحرک بیشتری دارند، فرصت بیشتری برای تعامل با این گیرنده‌ها پیدا می‌کنند. در مقابل، اگر مولکول‌ها کند و کم‌تحرک باشند، ممکن است هرگز نتوانند به‌خوبی با سلول‌ها ارتباط برقرار کنند.”

    این ویژگی باعث می‌شود پیام‌های ترمیمی مؤثرتری به سلول‌های آسیب‌دیده منتقل شود و روند بازسازی بافت عصبی تسریع گردد.

    درمان فلج

    نتایج امیدوارکننده برای درمان فلج

    نتایج آزمایش‌ها بسیار امیدوارکننده بود. پس از استفاده از مولکول‌های رقصان، میزان التهاب در بافت نخاعی کاهش یافت و اسکارهای گلیالی به‌طور چشمگیری کم‌رنگ شدند. همچنین رشد رشته‌های عصبی جدید یا «نوریت‌ها» به‌طور قابل توجهی افزایش یافت.

    به گفته محققان، رشد نوریت‌ها در ارگانوئیدهای درمان‌شده شباهت زیادی به بازسازی آکسون‌ها در مطالعات حیوانی داشت. آکسون‌ها رشته‌های بلندی هستند که پیام‌های عصبی را بین سلول‌های عصبی منتقل می‌کنند و آسیب به آن‌ها یکی از دلایل اصلی فلج پس از ضایعه نخاعی است.

    دکتر استاپ تأکید کرد: “پس از اعمال درمان، اسکار گلیالی تقریباً ناپدید شد و رشد نوریت‌ها را مشاهده کردیم؛ پدیده‌ای که بسیار شبیه بازسازی آکسونی در مدل‌های حیوانی بود. این نتایج نشان می‌دهد که درمان ما شانس بالایی برای موفقیت در انسان دارد.”

    این یافته‌ها می‌تواند مسیر توسعه درمان فلج را متحول کند؛ زیرا تاکنون بیشتر درمان‌های موفق در حیوانات هنگام انتقال به انسان با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌شدند.

    آینده تحقیقات و پزشکی شخصی‌سازی‌شده

    دانشمندان اکنون قصد دارند مدل‌های پیشرفته‌تری از ارگانوئیدهای نخاعی ایجاد کنند که بتوانند آسیب‌های مزمن نخاعی را نیز شبیه‌سازی کنند. در بسیاری از بیماران، آسیب نخاعی برای سال‌ها باقی می‌ماند و بافت اسکار قدیمی و پیچیده‌ای ایجاد می‌شود که درمان آن بسیار دشوارتر است.

    علاوه بر این، پژوهشگران معتقدند در آینده می‌توان از سلول‌های بنیادی خود بیماران برای تولید ارگانوئیدهای شخصی استفاده کرد. این رویکرد امکان آزمایش درمان‌های مختلف روی بافت اختصاصی هر بیمار را فراهم می‌کند و می‌تواند به توسعه روش‌های شخصی‌سازی‌شده برای درمان فلج منجر شود.

    کارشناسان می‌گویند اگرچه هنوز تا استفاده گسترده از این فناوری در بیماران انسانی فاصله وجود دارد، اما نتایج این مطالعه یکی از امیدوارکننده‌ترین پیشرفت‌های سال‌های اخیر در حوزه پزشکی بازساختی و درمان فلج محسوب می‌شود.

    در صورتی که این موفقیت‌ها در آزمایش‌های بالینی آینده نیز تکرار شوند، میلیون‌ها فرد مبتلا به آسیب نخاعی در سراسر جهان می‌توانند در آینده از درمان‌هایی بهره‌مند شوند که نه‌تنها روند تخریب عصبی را متوقف می‌کنند، بلکه توانایی بازسازی اعصاب و بازگرداندن بخشی از عملکرد حرکتی از دست رفته را نیز دارند. این موضوع می‌تواند فصل تازه‌ای در مبارزه با فلج و ناتوانی‌های ناشی از آسیب نخاعی آغاز کند.